X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی

روش تحقیق بارویکرد ی به پایان نامه نویسی ۱

روش تحقیق بارویکرد ی به پایان نامه نویسی

 دکتر غلامرضا خاکی   
                                                                    

فصل اول

طرح تحقیق / کلیات

 

 

اجزای تشکیل دهنده فصل اول درپایان نامه

روش تحقیق بارویکرد ی به پایان نامه نویسی

 دکتر غلامرضا خاکی   
                                                                    

فصل اول

طرح تحقیق / کلیات

اجزای تشکیل دهنده فصل اول درپایان نامه

Ø      مقدمه

Ø      بیان مسأله (تعریف موضوع تحقیق )

Ø      تاریخچه وادبیات موضوع تحقیق

Ø      اهمیت وضرورت موضوع تحقیق

Ø      اهداف تحقیق

Ø      چارچوب نظری تحقیق

Ø      مدل تحلیلی تحقیق

Ø      فرضیات تحقیق (در صورت وجود)

Ø      روش تحقیق

Ø      قلمرو  مکانی تحقیق (جامعه آماری)

Ø      قلمرو  زمانی  تحقیق

Ø      روش نمونه گیری وتعیین حجم نمونه

Ø      ابزارهای گردآوری داده ها (اطلا عات)

Ø      روش تجزیه وتحلیل داده ها

Ø      شرح واژه ها واصطلاحات به کار رفته در تحقیق

1- مقدمه

Ø      معمولاً در مقدمه، دانشجو سعی می کند باآوردن مطالبی برای خواننده ذهنیت مناسبی را دررابطه با کلیت تحقیق ایجاد نماید .

Ø      مقدمه نباید بیش از حد طولانی ودر برگیرنده مطالب

   حاشیه ای وغیر مرتبط باشد.

Ø      با توجه به اینکه هدف از تهیه فصل اول ،آشنا ساختن خواننده با کلیات تحقیق می باشد لذا معمولا برای قسمت مقدمه بین 1تا3  صفحه رادرنظر می گیرند.

2- بیان مساله(پرسش آغازی تحقیق)

بیان خوب یک مساله،اطلاعات زیر را ارائه می کند:

Ø      اهمیت مساله

Ø      محدود شدگی مساله دریک حوزه تخصصی

Ø      اطلاعات کلی در باره تحقیقات انجام شده

Ø      چارچوبی برای ارائه نتایج تحقیق

Ø      مشکلات موجود در سازمان

Ø      قلمرو های موردنظر مدیریت برای بهبود

Ø      قلمروهای نظری که پژوهشگران تحقیقات بنیادی باید با نظریه هایشان آن را مشخص تر ومحدودتر کنند

Ø      تعریف تمامی متغیرهای مرتبط اعم از متغیرهای مفهومی یا عملیاتی

ویژگیهای بیانه مساله تحقیق(پرسش آغازی)

1-واضح،روشن،محدود وشفاف بودن (رعایت اصل تحدید مساله)

2-امکان بررسی داشتن ( اجرای فرایند تحقیق روی آن)

3-عدم تاکید بر قضاوت های اخلاقی ،ارزشی وفلسفی

4-مطرح نکردن پیش بینی های کلی

5-به صورت سوالی مطرح شدن

6-توجه به رابطه بین حداقل دومتغیر کلی

7-وجود داشتن امکان اندازه گیری متغیرها

نکاتی درانتخاب مسائل تحقیقاتی

Ø      خودداری از دوباره کاری در تحقیقات

Ø      مهم بودن مساله تحقیق وارزش بررسی آن

Ø      علاقه مندی ،کنجکاوی وکشش علمی برای شناخت آن

Ø      آموزش،شرایط وکیفیات فردی شخص محقق

Ø      فراهم بودن اطلاعات برای سنجش وعملی بودن روش تحقیق

Ø      وجود وسایل وامکانات مورد نیاز تحقیق

Ø      امکان همیاری وهمکاری در انجام تحقیق بین واحدها وافراد ذیربط

Ø      فراهم بودن بودجه تحقیق و استفاده احتمالی از آن

Ø      پیش بینی مشکلات ،موانع ،رویدادها وخسارات احتمالی در رابطه با تحقیق

Ø      وجود زمان لازم برای تحقیق

چگونگی ارزیابی مساله تحقیق

1-آیا زمینه مساله،گستردگی وویژگیهای آن با توجه به پیشینه تحقیق بیان شده است ؟

2-آیا مساله،دامنه مطالعه را محدود میکند؟

3-آیا مساله،قلمرو علمی تحقیق را مشخص میکند؟

4-آیااهمیت مساله بر حسب یک یا چند ملاک زیر بررسی شده است؟

    الف - دستیابی به یک شیوه نو در اجرای امور

    ب - تدوی یک نظریه

    ج - عمومیت بخشیدن وگسترش دانش ونظریه های علمی

    د - پاسخ گویی به مسائل جامعه

    ه - پیشبرد روش شناسی در تحقیق

5-آیا می توان پیرامون آن فرضیه هایی مطرح کرد؟

6-آیا فرضیه هایی تحقیق ، روش تحقیق را جهت می دهد؟

7- آیا متغیرهای پژوهش درآ ن مشخص است ؟

8- آیا تعریف عملیاتی متغیرهای آن امکان پذیر است؟

خطاها در هنگام انتخاب مساله

دالن معتقد است دانشجویان وپژوهشگران  هنگام انتخاب مساله مرتکب چهار اشتباه می شوند:

1- مساله ای را بدون تحلیل جنبه های مختلف آن ،شتابزده انتخاب

   می کنند.

2- بدون مطالعه منابع مرتبط با موضوع ،اقدام به انتخاب مساله 

   می نمایند.

3- قبل از انتخاب مساله پژوهشی ،روش اجرای تحقیق را مشخص

   می کنند.

4- به جای تعریف د قیق وروشن مفاهیم موجود درمسا له، آنرابه

    صورت کلی توصیف می کنند.

ارتباط بین مساله با عنوان وموضوع تحقیق

   اولین گام در هر تحقیق ،انتخاب یک موضوع است ،برای انتخاب آن ،فرمول وقاعده خاصی وجود ندارد:

    1- راه های انتخاب موضوع تحقیق

    2-فنون درک مساله تحقیق از عنوان تحقیق

1-راه های انتخاب موضوع تحقیق

Ø      تجارب شخصی

Ø      کنجکاوی در اطلاعات منتشره ازسوی رسانه ها

Ø      بهره گیری ازدانش قلمرو تخصصی

Ø      تمایل به حل مساله

Ø      فرصت ها وتهدیدات پیش آمده

Ø      ارزش های فردی

Ø      وقایع زندگی روزمره

فنون درک مساله تحقیق از عنوان تحقیق

1-آزمون نظریه ها،مدل ها وروش های مطروحه در ادبیات قلمرو تخصصی

2-بحث بر سر ایده با دیگران

3-بکارگیری یک محتوای خاص

4-تعریف اهداف وخواسته مورد نظر از تحقیق

تبدیل موضوع به مساله تحقیق

مراحل این فرایند به شرح زیر است :

مرحله اول : توجه به جوانب سؤال برانگیزموضوع

مرحله دوم : تعیین هدف تحقیق

مرحله سوم : بیان موضوع به صورت یک رشته سؤال

مرحله چهارم : فرضیه سازی به عنوان پاسخ های احتمالی

رابطه بیان مساله و نوع تحقیق

1- بیان مساله درتحقیق توصیفی

2- بیان مساله در تحقیق تبیینی

   الف) تبیین به معنای جستجوی علل (نتایج)

    ب) تبیین به معنای بررسی یک اندیشه ساده  

    ج) تبیین به معنای بررسی اندیشه های پیچیده تر

3- تاریخچه /سابقه موضوع تحقیق/پیشینه تحقیق

هدف از بخش پیشینه تحقیق عبارت است از:

1- برقراری ارتباط منطقی میان اطلاعات پژوهش های قبلی با مساله تحقیق

2- دستیابی به چارچوب نظری ویا تجربی برای مساله تحقیق

3- آشنایی با روش های تحقیق مورد استفاده در پژوهش های گذشته

برای رسیدن به این اهداف توجه به نکات زیر ضروری است :

الف) انتخاب منابع اطلاعاتی مرتبط با مساله تحقیق

ب) ارائه مطالب از کلی به جزیی

ج) اجتناب از بیان مطالب به طور مجرد وبدون رابطه     بایکدیگر

د) تنظیم مطالب به طور سازماندهی شده همراه با روند های منطقی

ه) ارائه نتایج مطالعات قبلی ونقد آنها

4-اهمیت وضرورت موضوع تحقیق

4-1-اهمیت تحقیق از نظر تئوری

   پژوهشگر باید بتواند با توجه به دانش وادبیات موجود ضرورت انجام تحقیق خود را بیان کند.

4-2- اهمیت تحقیق از نظر مدیران اجرایی وضرورت های سازمانی

به طور کلی پژوهشگر باید بیان نماید:

Ø      چرا انجام تحقیق ضرورت دارد؟

Ø      چرا در این مقطع زمانی باید تحقیق انجام شود؟

Ø      انجام تحقیق چه تاثیری در پیشبرد علم مدیریت دارد؟

Ø      چه خلاء علمی را در رشته مدیریت می تواند پر کند؟

5-اهداف تحقیق

هر تحقیقی برای دستیابی به اهداف خاصی صورت می گیرد ،

   این هدف خود را در قالب مساله تحقیق نمودار می سازد واز

   طریق بیان آن آشکار می شود وبه دو صورت می باشد:

    الف) اهداف کلی

   به طور مستقیم از مساله پژوهش مشتق می شود،در واقع اهداف کلی خود پاسخ به مساله تحقیق است که مشخص می کند پژوهش چه چیزی رادنبال می کند.

     ب) اهداف فرعی

    ازاهداف کلی آن نشات می گیرند ومی توان آنها را مساله تفکیک  شده تحقیق نیز نامید.محقق با بیان این اهداف تصریح می کند که

    در تحقیق چه انجام می شود وچه انجام نمی شود.

6-چارچوب نظری تحقیق

Ø      مبنایی است که پژوهشگر بر اساس آن درباره روابط بین عواملی که در ایجادمساله مهم تشخیص داده شده اند نظریه پردازی می کند.

Ø      رابطه بین متغیر های مستقل ،وابسته،مداخله گروتعدیل گر

   می پردازد.

   بعد ازشناسایی متغیرهای مناسب،باید شبکه ارتباطات بین متغیرهابه درستی بنا شود،به نحوی که بتوان فرضیه های مربوط را ایجاد ومورد آزمون قرار داد.

اجزاءچارچوب نظری تحقیق

1- متغیرهای مورد بحث مربوط به تحقیق باید به روشنی شناسایی و نامگذاری شوند.

2- در تحقیق باید چگونگی ارتباط بین دو یا چند متغیر وابسته و مستقل بیان شود.

3- اگر بتوان ماهیت و جهت روابط را بر اساس یافته های حاصل ازتحقیقات قبلی به صورت نظری بیان کرد،دراین صورت باید در بحث ها، نشانه ای دال برمثبت یا منفی بودن این روابط آورده شود.

4- باید به این سؤال پاسخ دادکه ،چرا ما انتظار داریم این روابط وجود داشته باشد.

5- نمودارشماتیک چارچوب نظری (مدل تحلیلی ) باید ارائه  گردد تاخواننده بتواند روابط نظری رامجسم نماید. 

کارکردهای چارچوب نظری تحقیق

چارچوب نظری دو کار کرد اصلی دارد:

الف)اجازه می دهد پرسش آغازی راازنو فرمول بندی یا به صورت دقیق تری بیان کرد.

ب) به عنوان شالوده ای برای فرضیه هایی به کار رود که به

   اعتبار آنها محقق پاسخ منسجمی به پرسش آغازی خواهد داد.

چگونگی انتخاب چارچوب نظری تحقیق

آنچه در اینجا اهمیت داردنشان دادن مقتضیات انتخاب یک چارچوب نظری است باید آن را حتمابا آگاهی تمام انتخاب کرد.

  انتخاب چارچوب نظری تحقیق به طورمعمول درپی جهتی که پرسش آغازی ترسیم می کندوکیفیت اطلاعاتی که از مصاحبه های اکتشافی وآمارهای موجود فراهم آمده است به عمل می آید.

6-1-مفهوم چیست ؟

مفهوم یکی از مهمترین نمادها درزبان ،بویژه دررابطه با پژوهش علمی است.

   مفهوم را می توان انتزاع یا تجرید رویدادهای مشاهده پذیر دانست، بدین معنا که بیانگر یک چیز، ویژگی ، یا پدیده بخصوصی است .

  مفهوم انتزاعی از رویدادهای قابل مشاهده است که معرف شباهت ها یا جنبه های مشترک میان آنها است .

انواع مفاهیم

1-مفهوم نظری :

    ازهرگونه شرایط زمانی ومکانی خاص مستقل هستند وبه توصیف موجودیتهای غیر قابل مشاهده می پردازند،مانند وطن ،عاطفه وارتباط .

2-مفهوم تجربی:

  قابل اندازه گیری هستند وبراساس فعالیتهای حسی وبه صورت عینی وبا حداقل کوشش ساخته می شوند،واقعی ،ملموس یاتجربی هستند،مانند انسان ،خانه وگربه .

روشهای توسعه مفاهیم

Ø      توسعه وگسترش یا ادراک یک مفهوم نظری “توضیح” نامیده می شود.از مفاهیم نظری به عنوان وسایل تفکر استفاده می شود.

Ø      توسعه وگسترش یا ادراک یک مفهوم تجربی  “تعریف”  نامیده می شود. مفاهیم  تجربی ،ابزاری هستند که از

   طریق آنها آزمون تفکر از مشاهده استفاده می شود.

ملاکهای ارزشیابی مفاهیم نظری

1- اهمیت واعتبار تجربی

2- سودمندی یا اثربخشی

3- ثبات درونی

4- عملیات ریاضی

5- سادگی

ملاکهای ارزشیابی مفاهیم تجربی

1- پایایی مشاهده گرها

2- انتزاعی بودن

3- ادراکی

4- ارتباط با برخی ازمفاهیم نظری

5- سادگی

کارکردها ونقش مفاهیم

یکی ازکارکردها ی مفاهیم این است که اصولا بنیاد ارتباط محسوب می شوند.

  الف ) نمادی از یک پدیده است.

   ب) بیانگر یک دورنما،یعنی راهی برای مشاهده پدیده های تجربی از طریق مفهوم سازی است .

    ج)وسایلی هستند که از طریق آنها عمل طبقه بندی وتعمیم صورت می گیرد.

   د)به عنوان مؤلفه های تئوری عمل می کنند وبدین ترتیب مؤلفه های تبیین وپیش بینی بشمار می آیند.

6-2-سازه چیست ؟

سازه نیز یک مفهوم است ،اما دارای معانی اضافه نیز می باشدکه به گونه ای ارادی وخودآگاه برای یک هدف خاص علمی اختراع یا پذیرفته شده است.مثلا هوش یک مفهوم انتزاعی است،اما به عنوان یک سازه علمی ،دارای معنایی است که می تواند هم بیشتر وهم کمتر از چیزی باشد که مقصود از یک مفهوم است.

تعاریف مفهوم سازی وعملیاتی کردن

Ø      مفهوم سازی :تا حدودی یعنی تعمیم دادن ،محقق از تجارب ومشاهدات روزانه خود به طرف محفوظات ومفهومات ذهنی واندیشه ای گام بر می داردوسعی براین دارد که از امور جزیی قانون یا اصل کلی(تئوری) بسازد.

Ø      عملیاتی کردن: یعنی قابل مشاهده ساختن یک تئوری وپیش بینی طرق اندازه گیری آن است.

فرایند مفهوم سازی وعملیاتی کردن

مرحله عملیاتی کردن مرحله مفهوم سازی

نتیجه گیری

Ø      مفهوم عبارت است از یک امر کلی وانتزاعی حاصل از حوادث جزیی مورد مشاهده

Ø      مشهودعبارت است از امورجزیی وخاص قابل مشاهده که ازیک امر کلی وانتزاعی سرچشمه می گیرد(در بحث عملیاتی کردن )

6-3-تعریف چیست ؟

برای بررسی وآزمایش گزاره ها،چاره ای نیست جز اینکه متغیرهای آنها برای تمام کسانی که با آن سر و کار دارند دارای یک مفهوم ، معنی و تعبیر باشد.این “مشخص کردن “ را تعرف می گویندکه طی آن معنی وفضای مفهوم یک واژه بوسیله صفاتی مشخص وبر مبنای قواعدی خاص معین  می گردد.

انواع تعریف

1- تعریف مفهومی :

   تقریبا همان شرحهایی است که معمولادرفرهنگ واژه ها آورده تعریف می شود.

2- تعریف اسمی :

  چیزی را در باره واقعیت بیان نمی کنند، لذا نه درست هستند ونه غلط .

3- تعریف تحلیلی :

   درباره واقعیت تعریف صحبت می کند یعنی یک واژه موردنظر در بین افراد یک جامعه دارای چه معنی یا معانی می باشد.

4- تعریف تجزیه ای:

   روشی نسبتا دقیق است که واژه مورد نظر را بطور کاملا صریح ومشخصی محدود می سازد تقریبا همه “سؤالات “ یک پرسشنامه ومفیاس های سنجش گرایش تعاریف تجزیه ای هستند.

5- تعریف چند مرحله ای :

     برخی از واژه های علوم اجتماعی ،به علت موارد استفاده گوناگون دارای فضای مفهومی نسبتا وسیعی هستند که  نمی توان آنها را با تعاریفی که گذشت محدود ومشخص نمود،مانند واژه سازمان .

6- تعریف واقعی :

   هدف ازاین تعریف ،تعیین “ماهیت” یک واژه با سؤالاتی شبیه:

   ”...یعنی چه ؟”یا”...چیست؟” می باشد.

7- تعریف عملیاتی(عملی):

   یک مفهوم(مانند یک متغیر) رابه صورت اعمال واموری که در مطالعه به عنوان معرف ومعادل آن مشخص می شوند،تعریف می کندواین امکان را فراهم 

   می آورد که مورد اندازه گیری قرارگیرند. به عبارت دیگر مجموعه روشهای توصیف کننده فعالیتهایی است که انجام آنهابه گونه ای تجربی وجود یا میزان پدیدهای را که یک مفهوم معرف آن است،محقق می گردد.

6-4-متغیر چیست ؟

Ø      چیزی است که می تواند از لحاظ مقدار تغییر کند ومعمولا می تواند ارزشهای عددی متفاوتی را بپذ یرد.

Ø      ایده اصلی در یک تحقیق بوده ومفهومی است که تغییر می کند .

Ø      کمیتی است که در دامنه ای معین می تواند از یک فرد به فرد دیگر

    یا ازیک مشاهده به مشاهده دیگر مقادیر مختلفی رااختیار کند.

Ø      یک مفهوم است که بیش از دویا چندارزش یا عد د به آن اختصاص داده می شود.

Ø      شرایط یا خصایصی هستند که محقق آنهاراکنترل ، دستکاری  یا مشاهده می کند.

طبقه بندی متغیرها

طبقه بندی نوع اول :                     

       الف) متغیر وابسته

         ب)  متغیر مستقل

         ج)  متغیر تعدیل گر

          د)  متغیر مداخله گر

          ه)  متغیر کنترل

طبقه بندی نوع دوم :

      الف)  متغیر فعال

        ب)  متغیر خصیصه ای

طبقه بندی نوع سوم :

      الف)  متغیر کیفی

        ب)  متغیر کمی

 طبقه بندی نوع چهارم :

      الف)  متغیر پیوسته

        ب)  متغیر گسسته

طبقه بندی نوع پنجم :

      الف)  متغیردوارزشی

        ب)  متغیرچند ارزشی

طبقه بندی نوع اول :

الف) متغیروابسته

Ø      متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش بینی تغییرپذیری درآن است

Ø      یک متغیراصلی  است که به صورت یک مساله حیاتی برای تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد.

Ø      متغیری است که تغییرات آن تحت تاثیر متغیر مستقل قرارمی گیرد.

 

 متغیر وابسته درسه دسته کلی زیر طبقه بندی شده اند :

1 - محیطی

2 - دستور العملی

3 - تاکیدی

ب) متغیر مستقل :

Ø      متغیری است که روی متغیر وابسته بصورت مثبت یا منفی تاثیر می گذارد.

Ø      یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعد ازانتخاب ،دخالت یا دستکاری شدن توسط محقق،مقادیری را می پذیردتا تاثیرش بر روی متغیر دیگر مشاهده شود.

Ø      شرایط یا خصایصی هستند که محقق در عمل آنهارا برای اثبات ارتباطشان باپدیده موردمشاهده دستکاری می کند.

ج)متغیر تعدیل گر :

Ø      متغیری که دارای تاثیری قوی بررابطه بین متغیر مستقل ومتغیر وابسته است .

Ø      متغیری کیفی وکمی است که جهت یا میزان رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته را تحت تاثیر قرار می دهد.

Ø      نقش متغیر تعدیل گر درپژوهش علمی ومدل تحلیلی آن شبیه نقش کاتالیزوردر شیمی است که بدون آنکه در واکنش دخالت کند معین می کند که واکنش مورد نظر چگونه پیش خواهدرفت .

د)متغیر مداخله گر :

Ø      متغیری است که  محقق برای استنتاج از نحوه  تاثیر متغیر مستقل برمتغیر وابسته مورد نظر قرار می دهد،تاثیر متغیر مداخله گر را نه می توان کنترل کرد ونه بطور مستقیم ومستقل ازسایر متغیرهامشاهده کرد.

Ø      اصطلاحی به منظور توجیه وتبیین فرآیندهای ذهنی ودرونی است که مستقیما مشاهده پذیر نیست.

ه)متغیر کنترل :

Ø      دریک تحقیق اثر تمام متغیرها رابریکدیگر نمی توان به طور همزمان مورد مطالعه قرارداد بنابراین محقق اثر برخی ازمتغیرهاراکنترل نموده ویاآنها راخنثی می کند .

Ø      تفاوت متغیر کنترل با تعدیل گر آن است که اثرات متغیرهای کنترل ازمیان می رود درحالی که اثرات متغیرهای تعدیل گر مورد مطالعه قرار می گیرد.

ارتباط بین متغیرها

طبقه بندی نوع دوم :

  الف)متغیر فعال :

    متغیری که پژوهشگر درآن دخل وتصرف ودستکاری

    می کند وآن را به هر مقدارکه متمایل است تغییر می دهد.

   ب) متغیر خصیصه ای:

   متغیری راگویند که پژوهشگر قادربه تغییر دلخواه آن نباشد.

طبقه بندی نوع سوم :

الف)متغیر کیفی :

        به متغیری اطلاق می شود که اختلاف وتغییرات بین میزانهای مختلف آن کیفی است وبرای ثبت آن ممکن است از روشهای دیگری غیر از بکاربردن عدداستفاده شود.

 ب) متغیر کمی :

       به متغیری اطلاق می شود که برای اندازه گیری آنها می توان اعداد را به وضعیت آزمود نی وبرطبق قاعده ای معین منتسب کرد،این گونه متغیرهابه دو دسته تقسیم می شود:

Ø      متغیرکمی پیوسته

Ø      متغیرکمی گسسته

طبقه بندی نوع چهارم :

الف)متغیر پیوسته :

    متغیری است که قادر به قبول مجموعه ای از ارزشهای منظم کم تا زیاد دریک دامنه یا فاصله معین باشد.

ب)متغیر گسسته :

    متغیری است که افراد در آن ازلحاظ یک صفت یا ویژگی به رده های دو یا چند تایی تقسیم می شوند .

طبقه بندی نوع پنجم :

الف)متغیردوارزشی :

     به متغیری اطلاق می شود که به آن دو ارزش یا دو عدد نسبت داده می شود مانند زن یا مرد.

 ب) متغیرچند ارزشی :

     به متغیری اطلاق می شود که بیش از دو ارزش یا دو عدد  به آن اختصاص داده می شود مانند سطح تحصیلی.

7- مدل تحلیلی تحقیق

Ø      نوعی نمودار سازی برای متغیرهای استخراج شده از چارچوب نظری تحقیق است .

Ø      مدل ، رابطه بین طرح نظری وکار جمع آوری وتجزیه وتحلیل اطلاعات می باشد.درعلوم اجتماعی مدلها شامل نشانه ها وعلایم هستند یعنی خصوصیات بعضی از پدیده های تجربی به طور منطقی از طریق مفاهیم مرتبط با یکدیگر بیان می شود.

Ø      مدل ، منعکس کننده واقعیت است وجنبه های معینی ازدنیای واقعی

    را که با مساله تحت بررسی ارتباط دارند مجسم می کند.

مدل تحلیلی راچگونه می توان ساخت ؟

برای ساختن مدل تحلیلی ،محقق نهایتامی تواند به دو شیوه متفاوت عمل کند که میانشان تفاوت مشخصی وجود ندارد:

  1- ابتدا از تدوین فرضیه ها شروع می کندودر مرتبه بعدی به مفاهیم می پردازد .

  2-یا از مفاهیم شروع می کندودر مرتبه بعدی به تدوین فرضیه ها می پردازد

معرف یا شاخص چیست ؟

ساختن یک مفهوم در:

      گام اول عبارت است از تعیین ابعادی که آن را تشکیل            می دهدوامرواقعی را منعکس می سازد.

     گام بعدی تعریف ، شاخص هایی است که به کمک آنها بتوان ابعاد مفهوم را اندازه گیری کرد.

     درواقع شاخص ها نشانه های عینی قابل شناسایی وقابل اندازه گیری ابعاد مفهوم هستند.

مراحل چهار گانه لاتسارسفلد

1- تصور ذهنی مفهوم

 2- تصریح مفهوم

 3- انتخاب نشانگرها

 4- تشکیل شاخص ها

انواع طبقه بندی معرف ها یا شاخص ها

طبقه بندی نوع اول :

       الف) معرف های تحلیلی

         ب) معرف های تحقیقی (تجربی)

طبقه بندی نوع دوم :

       الف)  معرف های تعریفی

         ب)  معرف های وابسته

         ج)  معرف های استنتاجی

طبقه بندی نوع سوم :

      الف)  معرف های آشکار

        ب)  معرف های پنهانی

طبقه بندی نوع اول :

الف) معرف های تحلیلی :

      معرفهایی هستند که برمبنای یک تحلیل معنی ،رابطه مستقیمی با مفهوم مورد نظر داشته وجزیی مستتر ازآن بشمار می آیند.

 ب) معرف های تحقیقی (تجربی):

      معرفهایی هستند که رابطه  غیرمستقیم واحتمالی با مفهوم مورد بررسی دارند.

طبقه بندی نوع دوم :

الف)  معرف های تعریفی:

        معرفهایی هستند که مفهوم مورد بررسی ،خود بوسیله آنها تعریف می شوند.

 ب)  معرف های وابسته:

        بسیاری ازواژه های علوم اجتماعی ، پیچیده تر ازآنند که فقط با یک صفت یا معرف توصیف شوند مانند “طبقه مدیران عالی” .

 ج)  معرف های استنتاجی :

        آنگونه معرفها یی که برای بررسی مفاهیمی که به هیچ وجه “بطورمستقیم “ قابل بررسی نیستند بکار میرود .

طبقه بندی نوع سوم :

الف)  معرف های آشکار:

       معرفهایی که به سادگی ووضوح قابل بررسی و مشاهده می باشند.

 ب)  معرف های پنهانی :

       معرفهایی که بررسی و مشاهده آنها  به سادگی ووضوح امکان پذیر نیست.

ویژگی های یک معرف یا شاخص منا سب

Ø      بامفهوم موردبررسی دررابطه باشد وبتواند آنرا بسنجد.

Ø      حتی الامکان قسمت زیاد وعناصر مهم یک مفهوم را دربرگیرند و بسنجند.

Ø      تعداد معرفها باید کافی باشند تا مفهوم را حتی الامکان بطور کامل بررسی کنند.

Ø      معرفها باید خود دقیق وبدون ابهام تعریف شده باشند.

Ø      انتخاب یک معرف مناسب بطور دلخواه وتنهاباقضاوت محقق انجام نمی گیرد،بلکه باید مناسب بودن آن را به

   اثبات برساندتا مورد قبول دانشمندان دیگر واقع شود.

8-فرضیه تحقیق:

بیان مساله تنها به صورت کلی، پژوهش را هدایت میکند وتمام اطلاعات ویژه پژوهشی را دربرندارد. از طرف دیگر، در صورتیکه کلیه اطلاعات پژوهشی را درمساله مطرح کنیم مساله پرحجم می شود، بگونه ای که تدبیر وهدایت آن امکان پذیر نیست. بنابراین، مساله هرگز به صورت علمی حل نخواهد شد مگر اینکه به فرضیه یا فرضیه هایی تبدیل شود

تعاریفی برای فرضیه

Ø      فرضیه بر هر گزاره ای که دردست آزمون باشد اطلاق می شود، خواه آن گزاره یک واقعیت جزیی و خاص را توصیف کند خواه یک قانون کلی را بیان کند، یا گزاره ای باشد پیچیده تراز اینها.

Ø      فرضیه جمله ای است که به صورت ربطی بیان می شود و به توصیف رابطه بین متغیرها می پردازد.

Ø      یک حدس مبتنی بردانش یاتجربه درموردحل یک مساله است وآن رامی توان به عنوان یک رابطه فرضی بین دومتغیردانست که به صورت گزاره های قابل آزمون ارائه می شود.

Ø      درواقع، بیان حد سی وفرضی درموردروابط احتمالی بین دو یاچند متغیر است. 

انواع روابط موجود در ساختار فرضیه

الف )رابطه تغییرات با هم(همپوشان):

    تغییرات توامان دویا چند متغیر رادربعضی ازجهات نشان می دهد.

 ب) رابطه علی :

    هنگامی که درصدد بیان علت وقوع یک پد یده برآ ییم یا درتغییرات یک پدیده علت یا علل فرضی خاصی را درنظر می گیریم ،درقلمرو رابطه علی گام برداشته ایم .

الف ) رابطه تغییرات با هم(همپوشان):

1-هرچه”الف”بیشتر “ب” بیشتر

مثال:هرچه درآمدکارکنان بیشتر،رضایت شغلی آنها بیشتر

ب) رابطه علی :

روش جان استوارت میل در مورد کشف علت وقوع یک پدیده:

1-روش همخوانی

2-روش اختلاف

3-روش تغییرات همزمان

4-روش بقا یا

تعریف رابطه علی :

     یک رابطه علی هنگامی مطرح می شود که یک فرضیه به طور اخص بیان کند که تغییریک متغیر دریک جهت معین باعث تغییر متغیر دیگر درجهتی معین می شود. فرضیه مبتنی بررابطه علی به این حالت است :

      “تغییر یک امر، به تغییر امر دیگر منجر می شود.”

برای اینکه دو متغیر”الف”و”ب” در فرضیه ها دارای رابطه علی یا تعلیلی باشند،باید به طور همزمان واجد سه شرط اساسی زیر باشند:

1- “الف”و”ب”متقابلا وباهم تغییرکنند.

2- “الف”و”ب”متقابلا وباهم بدون دخالت یا تاثیرمتغیرهای             دیگر تغییرکنند.

3- اگر متغیر“الف”به طور فرضی علت احتمالی متغیر”ب” درنظر گرفته شود، باید تغییرآن از نظرزمانی مقدم بر تغییرات “ب”باشد.

ویژگیهای رابطه علت ومعلولی

اول )چگونگی تاثیر:

   رابطه علی می تواندبه طور مستقیم یا غیر مستقیم بین متغیرها در یک فرضیه به وجود آید.به این معنی که یک علت میتواند مستقیم یاغیرمستقیم وهم مستقیم وهم غیر مستقیم بر معلول خود اثر داشته باشد.

دوم) تعداد علتها:

   دریک رابطه علی می توان نشان داد که یک متغیر تنها علت یا علت عمده ویا یکی از چندعلت متغیردیگر(معلول)است.

سوم)مدل سازی :

   بااستفاده از روابط علی می توان اقدام به مدل سازی کرد.منظور ارائه یک تئوری یا نظریه دررابطه با یک پدیده معین است.

انواع طبقه بندی فرضیه ها

                                        بخش (1)

طبقه بندی نوع اول :               

فرضیه تحقیقی

         الف) جهت دار

        ب) بدون جهت

طبقه بندی نوع دوم :

فرضیه ها ازنظر محتوایی به سه نوع فرعی فرعی تقسیم پذیرند

Ø      فرضیه هایی که بروجود پدیده ها دلالت می کنند.

Ø      فرضیه هایی که بروجود روابط بین پدیده ها دلالت می کنند.

Ø      فرضیه هادرصدد بیان علت وجودی وتکوینی  پدیده ها وروابط بین آنها

     برمی آیند.

طبقه بندی نوع سوم :

Ø      فرضیه مقایسه ای

Ø      فرضیه همبستگی

Ø      فرضیه علی

                                           بخش (2)

طبقه بندی نوع اول :

Ø       فرضیه های توصیفی در مقابل فرضیه های استنباطی

طبقه بندی نوع دوم:

Ø      فرضیه ها ی تک متغیره در مقابل دو یا چند متغیره

طبقه بندی نوع سوم :

Ø      فرضیه های همبستگی در قابل فرضیه ها تجربی

طبقه بندی نوع چهارم :

Ø      فرضیه های پژوهشی با گروه های جور شده  در مقابل گروه های مستقل

طبقه بندی نوع پنجم :

Ø      فرضیه های پارامتریک  درمقابل ناپارامتریک

نقش فرضیه درپژوهش

اری وهمکارانش ،چهار هدف برای صورت بندی فرضیه ذکر کرده اند:

1- فرضیه برای پدیده ها تبیین آزمایشی فراهم می آورد و موجب افزایش معرفت علمی می شود.

 برای دستیابی به معرفت پایدار درباره مسائل انسانی، باید از گردآوری صرف واقعیتهای مجرد فراتر رفت و درصدد تعمیم روابط موجود بین واقعیتها بود.

2- فرضیه نشانگر انتظار پژوهشگر درباره رابطه بین متغیرهای یک پدیده است.

فرضیه جمله ای است که به صورت ربطی بیان می شود، وبه توصیف رابطه بین متغیرها می پردازد.

3- فرضیه مجموعه فعالیتهای اجرایی پژوهش را تعیین وهدایت

     می کند.

    فرضیه معرف یک هدف اختصاصی است و به همین دلیل، ماهیت داده های مورد نیاز را برای آزمون گزاره ربطی مشخص می کند. فرضیه به پژوهشگر کمک می کند تا واقعیتهایی را که باید انتخاب کند و نوع مشاهده هایی را که باید انجام دهد از طریق آن تعیین کند. فرضیه است که مربوط یا نامربوط بودن واقعیتها را معین می کند. فرضیه ها اساس و پایه نمونه گیری و طرحی را که باید مورد استفاده قرار گیرد، تعیین می کنند. آزمونهای آماری به کمک فرضیه انتخاب می شوند. باید توجه داشت که بدون داشتن یک فرضیه می توان اطلاعات را گردآوری کرد، اما این جمع آوری موجب اتلاف وقت و سرانجام بدون پاسخ ماندن سؤال پژوهشی می شود

4- فرضیه چارچوبی برای گزارش نتایج پژوهش فراهم

می آورد.

درهر پژوهش می توان فرضیه ای را به صورت مجزا انتخاب کرد ومورد آزمون قرار داد و سرانجام نتایجی از آن استخراج و گزارش کرد. پس، در یک ارزشیابی نهایی فرضیه ها از مزایای مهمی برخوردارند زیرا هدایت پژوهش را به عهده دارند.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 02:42 ب.ظ
نظرات (2)
یکشنبه 21 دی‌ماه سال 1393 06:54 ب.ظ
سارا [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام
مطالب ارائه شده در این صفحه خیلی خوبه. ممنون. استفاده کردم.
فقط مشکلی که داشت پیوسته هستند و کمی خسته کننده. اگه عناوین هر مطلب رو "بولد و با سایز بزرگتر " ویرایش کنید خیلی بهتر میشه. موفق باشید.
یکشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1392 11:08 ق.ظ
مهتاب [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مطلب خوبی بود فقط ب دلیل یکسره بودن زیاد جذب نمیکنه.موفق باشین
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد