X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی

روش تحقیق بارویکرد ی به پایان نامه نویسی ۳

روش تحقیق 

دکتر غلامرضا خاکی  ۳

روش تحقیق
بارویکرد ی به
 پایان نامه نویسی

دکتر غلامرضا خاکی                                                                        

ضرورت مروری بر ادبیات موضوع

هر تحقیق وپژوهش علمی که صورت می گیرد بر پایه ها،ارکان ونتایج مطالعات وتحقیقات پیشین استوار

   است .

         این مطالعات وتحقیقات دررابطه با هر تحقیق جدید می تواند دو وضعیت زیر را داشته باشد:

  الف) ارتباط مستقیم با موضوع ومساله اصلی تحقیق جدید

    ب)ارتباط غیرمستقیم با موضوع ومساله اصلی تحقیق جدید

بررسی پیشینه پژوهش می تواند در کسب این اطلاعات مفید باشد:

Ø      اطلاعات مربوط به متغیرهایی که مهم یا غیر مهم بودن آنها مشخص شده باشد.

Ø      اطلاعات درباره کارهایی که انجام شده ومی توان آنها راگسترش داد یا بکار برد.

Ø      نتایج وکاربردهای یک کار معین در یک زمینه تخصصی مشخص.

Ø      تعیین روابط بین متغیرهایی که پژوهشگربرای مطالعه برگزیده ومایل است درباره آنها فرضیه هایی را تنظیم وتدوین کند.

Ø      تشخیص مدل های صوری مناسب با داده های پژوهش و یا

    داده های مشابه آن.          

کارکردهای پیشینه تحقیق

1- محدود کردن و صورت بندی جدید مساله تحقیق

( اصل تحدید مساله)

2- تعیین درجه مهم بودن متغیرها

3- پیدا کردن روشهای جدید

4- اجتناب ازبه کار بردن روشهای بی نتیجه

5- ایجاد بینش نسبت به روشها

6- پرهیزاز تکرارکارهای انجام شده

7- آگاهی بردرجه مهم بودن مساله

معیارهایی برای قضاوت پیرامون پیشینه تحقیق

1- جستجوی منابع هر چه مرتبط تر با موضوع ومساله تحقیق

2- جستجوی منابع معتبرتر

3- جستجوی منابع اصلی

4- جستجوی منابع جدیدتر

آشنایی با قلمرو مکانی تحقیق

(جامعه آماری)

آشنایی با قلمرو مکانی تحقیق

(جامعه آماری)

ضرورت ایجاد شناخت از جامعه آماری

هرپایان نامه درحوزه علوم اجتماعی بویژه مدیریت درواقع درزمره تحقیقات کاربردی است .

  چند توصیه :

  الف : درصورت امکان تصویری از نمای سازمانی و            محصولات آن آورده شود.

  ب : برای بیان مطالب ، از جداول ، تصاویر ،....بهره گرفته شود.

  ج : ازآمارها و اطلاعا ت جدید تر استفاده شود .

  د : اولویت با اطلاعات مرتبط با مساله است .

روش تحقیق

علم چون گذشته، زاده بارقه ناگهانی بلوغ و اندیشه یک یا چند ین دانشمند معدود نیست، بلکه کوششی آگاهانه، منظم و در عین حال نهادی و سازمان یافته است تا به حل یک مسأله یا دشواری ذهنی و یا عملی نایل آید. چنین خصلتی، علم را با دیگر نهادها و ارزشهای اجتماعی پیوندی مستحکم می زند به همین دلیل امروزه در بیشتر کشورها، سازمانهایی ویژه به کار علم مشغولند، سازمانهایی که سیاست گذاری در حوزه های علم، پژوهش و آموزش را در اختیار دارند. سازمانهایی که تولید وانتقال علم را بر دوش گرفته اند، نهادها و سازمانهای که فرآورده های آن را مصرف می کنند و بسیاری دیگر که غیرمستقیم، زمینه ها، ابزارها و شرایط رشد علم را فراهم می سازند.

        بی تردید توسعه کمی و کیفی جوامع، همگی مرهون تصمیم سازیها و تصمیم گیریها بر پایه تحقیقات علمی است. از این رو، مدتها این نظر و تلقی حاکم بوده است که نوآوریهای تکنولوژیک از درون خود پیشرفتهای علمی (و یا گاه در تحقیقات پایه ای کنجکاوانه) نشأت می گیرند، به عبارت دیگر، روند و جهت پیشرفت علوم و تحقیقات تا حدود زیادی تابع عوامل درونی است. این نظر را که اصطلاحاً به مدلهدایت علم موسوم است می توان به صورت زیر نمایش داد:

   تحقیقات پایه ای     تحقیقات کاربردی    توسعه تجربی     نوآوری

خواسته بازار   تحقیقات کاربردی   توسعه تجربی    نوآوری

     این مدل که به نام مدل((کشش بازار)) نامیده می شود حاکی از این است که جهت تحقیقات علمی در واقع تابع عوامل بیرونی است  بطور کلی می توان کارکرد تحقیق را در فرآیند تصمیم سازی اجتماعی و سازمانی در شکل نشان داد:

تحقیق چیست؟

Ø      تحقیق، یعنی کار منظم و پیگیر در کشف و فهم، که به نظریه ای برای تعمیم منتهی شود.

Ø      تحقیق عبارت است از یک عمل منظم که در نتیجه آن پاسخهایی برای سوالهای موردنظر و مطرح شده پیرامون موضوع تحقیق بدست می آید.

Ø      پژوهش علمی، بررسی نظام یافته، کنترل شده، تجربی و انتقادی در مورد پدیده های طبیعی است که روابط احتمالی بین این پدیده ها به وسیله نظریه و فرضیه هدایت می شوند .

Ø      تحقیق عبارت است از بررسی کامل موضوع به گونه ای منظم و منسجم و براساس روشهای عینی و غیرشهودی، به منظور کسب اطلاعات یا کشف اصول وابسته به آن. تحقیق را می توان به تجزیه و تحلیل، ثبت عینی و سیستماتیک مشاهدات کنترل شده که پروراندن قوانین کلی، اصول، نظریه ها و همچنین به پیش بینی و یا احتمالاً به کنترل نهایی رویدادها منتج شود تعریف کرد.

Ø      تحقیق، مجموعه فعالیتهای منظمی است که هدف آن کشف حقیقت یا رسیدن از علم اندک به علم بیشتر است. (خواه با روش آزمایشی صرف و خواه با روشهای دیگر) در درست ترین شکل خود تحقیق واجد دو شرط زیر است:

1-  کنترل دقیق: شرطی که مانع تاثیر عوامل نامربوط و مزاحم

    می شود.

2-  نمونه گیری صحیح: شرطی که یافته های پژوهش را قابل بسط و تعمیم  می سازد.

(رعایت شرط اول، اعتبار درونی و رعایت شرط دوم، اعتبار بیرونی تحقیق را موجب می شود)

اعتبار درونی مانع تاثیر عوامل نامربوط و مزاحم می شود و

اعتباربیرونی شرطی است که یافته های پژوهشی را قابل بسط

 و تعمیم می سازد.

تعاریف نظریه (تئوری)

Ø      برای هر نظریه سرنوشتی عالی تر از این نیست که راه وصول به یک نظریه جامع تر را که  این نظریه همچون حالتی خاص از آن است و بر روی آن استوار است را نشان دهد" .آ.اینیشتن

Ø      نظریه در حکم دام است، تنها کسی که آن را بگستراند

   می تواند صید می کند .”نووالیس

Ø      واژه تئوری، ریشه یونانی دارد و مفهوم کلی آن تقریباً ملاحظه کردن ، بررسی و تحقیق کردن می باشد.

   اما لغتTheo به معنی خلأ وپی شناخت هستی و اندیشیدن درباره الهیات بوده، قابل تصور است کهTheoriaبه معنی اندیشیدن، تفکر و تحقیق دربارهTheosیا خلأ بوده و با گسترش علوم، مفهوم این واژه بر روی اندیشیدن و تحقیق درباره هر مسئله ای متمرکز شده است.

Ø      تئوری مجموعه ای (و به بیان دقیقتر، شبکه ای) بهم پیوسته از سازه ها، مفاهیم، تعاریف وقضایاست که به منظور تبیین و پیش بینی پدیده ها،از

    طریق تشخیص روابط بین متغیرها،یک نظر نظامدار درباره پدیده ها را

    ارائه می دهد.

Ø      نظریه مجموعه ای از تعریفها و پیشنهادها درباره تعدادی متغیر بهم پیوسته است، که همه این تعریفها و پیشنهادها، بُعد منظم و مدونی از وقایع و پدیده هایی را که در اثر همبستگیها و تداخل این متغیرها بوجود می آید، ارائه

    می دهد.

Ø      نظریه ها، دامهایی هستند که ما برای آن گسترده ایم تا آنچه را که جهان

    نامیده می شود صید کنیم و به عقلانی کردن و توضیح دادن و مستولی شدن

    بر آن توفیق یابیم. تلاش می کنیم تا چشمهای شبکه دام را تنگترو تنگترسازیم.

Ø       نظریه، بین متغیرها رابطه علت و معلولی برقرار می کند تا پدیده ها را توضیح دهد یا پیش بینی کند.

Ø      مجموعه بهم پیوسته و نظام یافته ای از گفتارها که بیانگر بخشی از واقعیت باشد تئوری می نامند، به عبارت دیگر بررسی کلی و وسیع مسائل از راه تفکر و تخیل است، بطوریکه این بررسی الزاماً رابطه ای با عمل (واقعیت) داشته باشد. تئوری از دیدگاه تجربه گرایی ناب، کوششی عملی در راه جمع آوری شواهد و یافته هایی تجربی و برقرار کردن هبستگی بین این یافته ها و تبیین آنها از طریق استقراء است بگونه ای که هرگونه تصور، تخیل و توضیحات اضافه که بر مشاهدات تجربی متکی نباشد پیرامون پدیده ها مطرح نشود.

Ø      تئوری بیان کننده مجموعه ای از مفاهیم است که به صورت

   نظام مند ارتباط متقابل با یکدیگر دارندو می توان بر اساس آن

   پدیده ای را پیش بینی و توجیه کرد.

تئوری مجموعه ای از گفتارها (بیانیه ها) یی است که بر مینای قواعد منطقی بایکدیگر در ارتباطند و مبین بخشی از واقعیت هستند.

  در این تعریف بر روی چند نکته ای که در پی می آید تاکید شده   است:

1- نوع خاصی از گفتارها به عنوان عنصر اساسی تئوری

2 - ارتباط بین گفتارها بر مینای قواعد منطق (قیاس)

3 - تبیین واقعیت (از راه قیاس)بعنوان ه دف

4- تطبیق تئوری با واقعیت یا بررسی و آزمایش تجربی شاخص ها در عمل

از تعاریفی که گذشت می توان ویژگیهای کلی زیر را نتیجه گیری کرد.

ویژگیهای نظریه :

نظریه وقتی از نظر عملی مورد قبول قرار خواهد گرفت که دارای ویژگیهای زیر باشد:

1- نظریه باید توانایی تبیین حقایق و مشاهده های مربوط به یک مساله را به ساده ترین صورت ممکن داشته باشد ،  نظریه ای که دارای مفروضات اندک و به زبان ساده تری بیان شده باشد قابل قبول تر از نظریه ای است که دارای مفروضات اندک وبه زبان ساده تری بیان شده باشد .

2- نظریه باید با واقعیتهای مشاهده شده در طبیعت و دانش پیشین سازگار باشد.

3-نظریه باید ابزار لازم را برای آزمودن خود فراهم سازد.

4-نظریه باید انگیزه پژوهشی در جامعه به وجود آورد و زمینه را برای پژوهشهای جدید فراهم سازد

جورج هومان معتقد است که نظریه دارای سه ویژگی عمده است:

الف) نظریه از مجموعه ای مفاهیم در یک طرح مفهومی  تشکیل شده است.برخی از مفاهیم موجود در نظریه،توصیفی وبعضی عملیاتی هستند.

ب) نظریه از قضایایی تشکیل شده است که به منظور توصیف روابط بین متغیرها بکار برده می شود وچنانچه بخواهیم یک نظریه رسمی تدوین کنیم قضایا باید بصورت طرح قیاسی صورت بندی شوند ، به نحوی که بتوان یک نظریه را از نظریه دیگر استنتاج کرد.

ج) نظریه واقعیتهای موجود در قضایا را روشن می کند به این معنی که قضایا به کمک داده های تجربی و در دنیای واقعی قابل آزمون هستند.

نقش نظریه در تحقیق

  برای نظریه نقش های متفاوت و متعددی مطرح شده است،و بیشتر در این رابطه هستند که آیا باید ابتدا نظریه ساخت و سپس به پژوهش پرداخت یا بر عکس،و یا ترکیبی از این دو روش را بکار بست؟

    روش ابتدا نظریه ، بعد پژوهش دارای مراحلی به شرح زیر است:

 1-تدوین یک نظریه واضح و روشن به صورت بدیهی یا بر اساس فرآیندهای توصیف شده.

 2-انتخاب یک گذاره استخراج شده از نظریه به عنوان ملاک مقایسه نتایج پژوهش آزمایشی .

 3-برنامه ریزی پژوهش به منظور آزمون جمله انتخاب شده از طریق پژوهش آزمایشی.

 4-ایجاد تغییر در نظریه با برنامه ریزی و انجام پژوهش مجدد ، چنانچه جمله استخراج شده از نظریه با نتایج پژوهش آزمایشی مطابقت نداشته باشد.

5-انتخاب گزاره های دیگر برای آزمون در تعیین محدودیت های نظریه ، چنانچه گزاره استخراج شده از نظریه با نتایج پژوهش تجربی مطابقت داشته باشد.

روش ابتدا پژوهش ، بعد نظریه دارای مراحلی به شرح زیر است:

1- انتخاب پدیده و تعیین کلیه ویژگیهای آن .

2- اندازه گیری تمام ویژگیهای پدیده در موقعیت های مختلف.

3- تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده بصورتی دقیق و تعییتن هر نوع الگویی که بین آنها وجود دارد.

4- در صورتیکه بین اطلاعات جمع آوری شده الگوهای معنی داری پیدا شد باید آنها را بصورت بیانیه های نظری برای تدوین قانون تنظیم کرد.

باید دانست هیچکدام از این دو روش به تنهایی نمی توانند ایده علمی نوینی را عرضه کند به همین دلیل و با توجه به مطالبی که     در پی می آید ترکیب این دو روش می تواند در بررسی و خلق ایده های علمی سهم موثری داشته باشد.

   روش ابتدا پژوهش ، بعد نظریه این عیب را دارد :

    که در اجرای آن برای جمع آوری اطلاعاتی کوشش می شودکه هدف مفیدی برای آنها در نظر گرفته نشده است.اما اطلاعاتی که به این شیوه گردآوری می شوند،ممکن است به کشف نظریه های مفیدی منجر گردند.

    روش ابتدا نظریه،بعد پژوهش این عیب را دارد :

    که پژوهشگر ممکن است فاقد اطلاعات مقدماتی لازم برای ساخت نظریه باشد .

ترکیب این دو روش ممکن است روشهای کلی تر،دقیقتر و همچنین نمایش منظم تری از فرآیندهایی را که واقعاً اتفاق افتاده اند مهیا سازد.روش ترکیبی فعالیتهای علمی را به سه دسته زیر تقسیم

    می کند:

   الف) اکتشاف  

    ب) توصیف  

     ج) تبیین        

   هر یک از روشهای بالا در فعالیتهای علمی نقشهایی را ایفا می کنند که بصورت کلی،می توان عمده ترین آنها را چنین ذکر کرد:

    الف) تنظیم یافته ها        ب) ایجاد فرضیه ها         ج) پیش بینی              د) مهیا ساختن تبیین ها

بطور کلی می توان نتیجه گیری کرد:

1- نظریه می تواند افکار جدیدی را در روند حل مسائل نظری برانگیزد.

2- نظریه ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد بگونه ای که بتوان یک توصیف جامع و طرح گونه از آنها عرضه کرد. 

3- تجزیه و تحلیل و نقد هر نظریه ممکن است به نظریات تازه ای منجر گردد.

4- نظریه ممکن است الهام بخش فرضیه های علمی تازه ای باشد

5- نظریه هایی که به آزمون آنها می پردازیم صریحاً یا تلویحاً ما را هدایت می کنند که کدام مشاهدات به مسئله مورد بررسی مربوطند.بنابراین نظریه آزمایی در امر گردآوری مناسب داده ها اهمیت اساسی دارد.

6- نظریه می تواند با کمک به درک اینکه مشاهدات بازتاب چه مفاهیم کلی تری هستند به فهم و تفسیر مجموعه ای از مشاهدات کمک کند وتبیین موجهی درباره نحوه ارتباط مشاهدات با یکدیگر فراهم آورد.

7- نظریه هدایتگر تحلیل است.قضایایی از نظریه بر می خیزند که محور اصلی تحلیل داده ها را تشکیل می دهند.

8- نظریه ، زمینه وبستری فراهم می کند که مشاهدات خاص را در آن قرار دهیم و به این ترتیب به درک معنا و اهمیت احتمالی مشاهدات کمک می کنند.به این معنا ، نظریه ما را به مشاهداتی حساس می سازد که در غیر اینصورت ممکن بود از آنها غفلت کنیم.

9- نظریه ها به ما کمک می کنند تا به طرح مسائل جدی بپردازیم واز مسائل خاصی نیز آگاه شویم.امید می رود که نقش نظریه آن باشد که از طرح مسائل بی اهمیت پرهیز کنیم و تحقیق را به حساب اجتماعیتقلیل ندهیم.

فرآیندهای نظریه پردازی و نظریه آزمایی :

   مشاهدات ، مستلزم تبیین اند ، ولی به همان ترتیب هم باید در برابر واقعیت به آزمون درآیند، کافی نیست که فقط داده ها و واقعیتها را گردآوری کرد ، همچنین کافی نیست که فقط به تبیین بپردازیم بدون آنکه آن را در برابر واقعیت به آزمون بکشیم.تحقیق ، متضمن ارتباط مستمری بین مشاهده و تبیین ، گردآوری داده های بیشتر برای آزمون تبیین اولیه و پالایش تبیین نظریه ..... است.

   ارائه تبیین مناسب ، متضمن دو فرآیند مرتبط بهم زیر است:

   الف - نظریه پردازی

    ب -  نظریه آزمایی

الف: نظریه پردازی

فرآیندی است که با یک رشته مشاهدات آغاز شده به ساختن نظریه هایی درباره این مشاهدات منتهی می شود ، به این نظریه پردازی نظریه زمینی هم گویند زیرا مبتنی بر مشاهده است برخی آن را نظریه بعد از واقعه یا نظریه پسینیمی خوانند زیرا نظریه بعد از مشاهده ، نه قبل از آن می آید.

   بطور کلی در پی انجام مشاهدات خاص ، پرسشی اساسی مطرح

   می شود که آیا این مشاهده مورد خاصی از عامل عام تری است؟ در صورتی که چنین باشد می توان به درک بهتری از اهمیت و معنای آن مشاهده خاص برآمد.

ب: نظریه آزمایی

در آزمون هر نظریه ، از آن نظریه سود می جوییم تا

   مشاهداتمان را هدایت کند، در اینجا از عام به خاص

   حرکت می کنیم. مشاهدات باید آزمون تعیین کننده نظریه

   باشند.

روش شناسی

بررسی و تحلیل داده ها نقادانه شیوه های خاص تطبیق عام تئوری در هر یک از فنون ویژه علمی ، وظیفه شاخه ای  از فلسفه  علم  است که روش شناسی خوانده می شود. وجود روش خاصی برای هر فن، و حتی بودن روشهای مختلفی در ادوار مختلف تاریخ یک فن ، در این تلقی از روش شناسی می گنجند. مباحث روش شناسی بیشتر محصول این است که معلوم نیست دانشمند چه می کند تا اینکه چه باید بکند. ولی البته روشن کردن پاسخ آن سؤال، مدلولات دستوری و تکلیفی هم دارد. روش شناسی تحلیلی (نه دستوری) شاخه ای نسبتاً جدید است و شاید ابداع جان. اف. هرشل باشد.

     دستیابی به هدفهای تحقیق (یعنی نظریه سازی) میسر نخواهد بود مگر زمانی که جستجوی شناخت با روش شناسی درست صورت پذیرد. روش شناسی را می توان از چند دیدگاه مطمح نظر قرار داد:

       از دیدگاه ، روش شناسی ، مطالعه منظم ، منطقی و اصولی است که جستجوی علمی را راهبری می کند. از این دیدگاه روش شناسی به عنوان شاخه ای از علم می داند.در مقابل تالکوت پارسونز در اثرش بنام ساخت عمل اجتماعیمی نویسد: 

روش شناسی در اصل با روشهای پژوهش تجربی نظیر آمار ، مورد کاوی ، مصاحبه و غیره سرو کار ندارد ، بلکه توجه به زمینه های کلی برای اعتبارکار علمی است ، پس روش شناسی نه دقیقاً یک رشته فلسفی و نه دقیقاً رشته ای علمی است.

 اگر از دیدگاههای مختلف بگذریم، روش شناسی (فارغ از ابعاد فلسفی آن) به مجموعه ای بهم پیوسته از قواعد ،  اصول و شیوه های معمول در یک رشته از دانش اطلاق می شود بطور کلی می توان گفت:

l      اتخاذ روش علمی تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی است.

l      بعضی روش شناسی را مبحثی نظری می دانند که تعقل ، منطق و فلسفه پیوسته است و بعضی دیگر روش شناسی را از فلسفه جدا دانسته ، آن رایک رشته علمی می دانند.

روش علمی و ویژگیهای آن :

Ø      هیچ چیز برای جوینده علم ضروری تر از تاریخ آن و منطق اکتشاف قوانین علمی نیست.... راه کشف کردن

   خطا ، بکاربردن فرضیه و روش آزمودن است.

                                                      لورد آکتن

    در بین شیوه های گوناگون برای شناخت ، شیوه های علی مورد نظر است و چنین شیوه هایی جز با اتخاذ روشهای دقیق میسر نیست. چنانکه گفته شد روش شناسی به نوعی فلسفه یا بینش برای شکل گیری روشها ، اطلاق می شود ، حال ببینیم روش چیست و ویژگیهای اساسی آن کدام است؟

روش :

Ø      روش ، معادلی فارسی برای واژه، (مشتق از واژه یونانی متایعنی در طولو اودوس یعنی راه) به معنی دقیق در پیش گرفتن راهی و یا معین کردن گامهایی است که برای رسیدن به هدفی، می باید با نظمی خاص برداشت. طبیعت این گامها و اوصاف تفضیلی شان بستگی به هدف مطلوب و نحوه های رسیدن به آن دارد: لذا روش علمی بسته به اینکه هدف از علم، تسلط بر طبیعت باشد یا کشف حقیقت ، فرق می کند و بر حسب اینکه کدام تئوری را درباره نسبت میان آن اهداف شرایط اولیه عجز وجهل انسان قبول کنیم ، باز فرق

    می کند.

Ø      یعنی اگر روشهایی را که عقل علمی بودنآنها را تایید می کند بر روی یک پیوستار قرار دهیم، قدر مشترک آنها بیش از این دو تا نیست: وفا کردن به شواهد تجربی و سادگی صورتبندی منطقی که البته در صورت بروز تعارض میان آن دو ، تقدم با وفاداری به شواهد خواهد بود.

Ø      دکارت در این رابطهروش را راهی می داند که به منظور دستیابی به حقیقت در علوم باید پیمود.

بطورکلی می توان نتیجه گیری کرد در عرف ، روش را مجموعه ای از شیوه ها و تدابیری دانسته اند که برای شناخت حقیقت و برکناری از لغزش بکاربرده می شوند. بطور دقیق تر روش به سه چیز اطلاق می شود:

1 - مجموعه طرقی که انسان را به کشف مجهولات و حل مشکلات هدایت می کنند.

 2- مجموعه قواعدی که هنگام بررسی و پژوهش واقعیات باید بکار روند.

 3- مجموعه ابزار یا فنونی که آدمی را از مجهولات به معلومات راهبری می نمایند.

        بدین ترتیب ملا حظه می شود روش ، لازمه دانش است و هیچ دانشی بدون روش قابل تصور نیست ، اعتبار دستاورد های هر دانش نیز به ایقان روش یا روشهایی وابسته است که در آن مورد استفاده قرار گرفته است.

ویژگیهای کلی روش

     ویژگیهای خاص روش علمی بسیارند که در زیر به اساسی ترین آنها اشاره می شود:

1- انتظام

2- عقلا یی بودن

     هر روش مبتنی بر انتظامی عقلا نی یا مبتنی بر خرد و سنجش است ، از این رو تنظیم داده ها با انتظامی که بر پایه عواطف، تخیل یا توهم  صورت یابد یقینی نیست.

3- روح علمی

     هر روش که مبتنی بر نظمی عقلا نی باشد برخوردار از روح علمی است که خود مستلزم احراز شرایطی چون بیطرفی  ، تسلط بر خویشتن ، سعه صدر ، و بالاخره تواضع است.

4- واقعیت گرایی  

 هرروش زمانی را به کشف قوانین درست یا نظریه های متقن می برد که از درون نگری  یا درون کاوی و شهودگرایی و هر آنچه دوری از واقعیت را موجب گردد جدایی یابد.

بطور کلی می توان گفت:

روش عملی یا روش تحقیق عملی ،فرآیند جستجوی منظم برای مشخص کردن یک موقعیت نامعین است به عبارت دیگر روش عملی شکل خاص و نظام داری است که همواره به دنبال حقیقت است،حقیقتی که از طریق ملاحظات منطقی معین می شود.چون آرمان علم،دستیابی به روابط درونی نظام دار بین واقعیتهابا استفاده از روش شک نظام داراست،روش عملی نیز باید به دنبال همین ایده آل ،از طریق آزمایش،مشاهده،بحث و تفسیرهای منطقی از روی اصول موضوعه  قابل قبول و ترکیبی از این عوامل،روابط بین پدیده ها را کشف کند

بنا براین پژوهش و روش عملی (اگر یک چیز نبا شد) کاملاً نزدیک و وابسته به یکد یگرند و در پی یا فتن پا سخ برای پرسشهای از اینگونه است که:آیا چنین است؟تا چه اندازه چنین است؟چرا چنین است؟ چه شرایط و اوضاع احوال کلی موجب می شود که چنین باشد؟

   به بیان دیگر منظور از کاربرد روش عملی دلایل زیرمی باشد:

الف:افزایش میزان مناسبت و ارتباط بین جواب و مساله مورد نظر

ب: بالا بردن میزان اعتبار و روایی

ج:کاهش میزان تورش

    روش عملی خصوصیتی دارد که هیچ روش دیگر اکتساب دانش آن را ندارد و آن خصوصیت خود اصلاحی  است،در ساختار علم وارسی های ذاتی وجود دارد.این وارسیها چنان ملحوظ و اجرا

    می شوند که فعالیتهای علمی و نتایج را تا پایان دستیابی به دانش معتبر کنترل و تضمین می کنند.

   اگر این وارسیهای مورد استفاده در پژوهش علمی در نهایت امکان با واقعیت خارج  ازباورها،ادراکات،سوگیریها،ارزشها،نگرشها،و هیجانات شخصی دانشمند گره خورده باشد،شاید بهترین واژه برای بیان آنها،عینیتباشد،

    به عبارت دیگر،عینیت عبا رت است از توافق در داوری های متخصصا ن پیرامون آنچه مشاهده می شود وآنچه که در یک پژوهش با ید انجام گیرد و انجام گرفته است”.

مساله شناخت علمی برای پدیده های اجتماعی و پدیده های طبیعی اساساً به یک صورت مطرح می شود.در هردو حالت ،فرضیه های نظری را باید با داده های مشاهده شده مقابله کرد.حتی اگر برای رسیدن به شناخت علمی چندین راه وجود داشته باشد،هر تحقیقی باید پاسخگوی چند اصل پایدار و همسان باشد.روش،شیوه پیش رفتن به سوی یک هدف است.روشها،صورتهای خاصی از روشهای علمی هستند،راههای مختلفی هستند که به این منظور طراحی شده اند تا بهتر با پدیده ها یا با موضوع تحقیق سازگار باشند.اما سازگاری روش با موضوع تحقیقمحقق را از التزام به اصول روش علمی معاف نمی کند.

این اصول اساسی که در هر تحقیقی باید مراعات شود کدامند؟

گاستون باشلار،روش عملی را در سه کلمه زیرچنین خلاصه می کند:

l      غلبه بر پیشداوریها

l      ساختن از راه تعقل

l      مقایسه با واقعیات

   در اینجا روش علمی چونان فرآیندی در سه پرده ]در معنای نمایشنامه ای آن[ که ترکیب آنها باید مراعات گردد،شرح داده شده و آن را سلسله مراتبپرده های معرفت شناختیمی نامیم.این سه پرده عبارتند از گسستن،ساختن و مقایسه کردن (یا تجربه).

    اصول روش علمی در علوم اجتماعی بصورت هفت مرحله ای که می باید پشت سرهم پیمود،در نظر گرفته می شود.در هر یک از این مراحل ،عملیاتی را باید انجام داد تا به مرحله بعدی رسید واز پرده ای به پرده دیگر پیش رفت،شکل بعدی ارتباطات میان مراحل و پرده های روش علمی را نشان می دهد. در واقعیت امر،یک تحقیق علمی فرآیندی مکانیکی نیست ، حلقه های ارتباطی کنش پس گستر مراحل بعدی با مراحل قبلی که نشان دهنده روابط متقابل مراحل مختلف تحقیق است از یکدیگر جدا و مستقل نیستند،بلکه برعکس با کمک متقابل یکدیگر تکمیل می شوند،مثلاً گسستن از سوابق ذهنی و غلبه بر پیشداوریها که در ابتدای تحقیق شروع می شود در چارچوب نظری تحقیق به انجام میرسد در عوض چارچوب نظری بدون مراحل اولیه که به امر گسستن اختصاص دارد ممکن نیست،همین طور ارزش مقایسه داده های تحقیق  با واقعیات ، به کیفیت چارچوب نظری آن بستگی دارد.

پرده های سه گانه روش علمی

        برای بهتر فهمیدن ارتباطات بین مراحل تحقیق در پرده های سه گا نه روش علمی ، لازم است ابتدا اصول این پرده ها و منطقی که مایه یگانگی آنها است بیان شود.

1 - گسستن

        در علوم اجتماعی،اندوخته آگاهیهای نظری ما پر از پیشداوریها و تصورات قالبی است.از استدلال بر پایه این قضاوت ها ،نتیجه قابل اعتمادی بدست نخواهد آمد.لذا ،پرده اول روش علمی ، گسستن از سوابق ذهنی و غلبه بر پیشداوریها است.

 2- ساختن:

         گسستن (مرحله قبل) عملی نخواهد شد مگر بر مبنای ساختن پیش فرضهایی که به نظر محقق قادر باشد پدیده و موضوع بررسی را تبیین کند.در پرتو چهارچوب نظری است که محقق می تواند روش کار،عملیات اجرایی و نتایج احتمالی تحقیق را  پیش بینی کند بدون این چهارچوب نظری هیچ تجربه معتبری امکانپذیر نخواهد شد.در علوم اجتماعی بدون ساختن یک چهارچوب نظری مرجع ،هیچ مقایسه ثمربخشی امکان نخواهد داشت،و هر قضیه ای را در معرض تجربه با واقعیات قرار نمی دهند.قضایای علمی باید از یک تلاش فکری مبتنی بر اصول منطقی و مفروضات نظری معقول نتیجه شده باشد.

3 - مقایسه

          یک قضیه را نمی توان علمی دانست مگر وقتی که بتوان درستی یا نادرستی آنرا به تجربه اثبات کرد،این وارسی وقایع، مقایسه با تجربه گفته می شود.

تاریخ ارسال: دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 06:03 ب.ظ
نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد